تبليغاتX

صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...

Please wait ...
Loading by : javacity

::. عشقولانه .::

عشقولانه

: درباره وبلاگ

 


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
آبان 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384

 

: پیوندها

 

من وخودم
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 

 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
چی کار کرد این دل سادم که از چشم تو افتادم؟


یه روز عشقت رو دزدیدم و برای این که جای مطمئنی داشته باشه ، اون رو در قلبم پنهان کردم... غافل از این که روزی برای پس گرفتن آن قلبم را خواهی شکست....................

| +| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 توسط مهران  |   |  ارسال به دوستان
 
ای کاش...

کاش میشد یاد بگیریم که قبل از این که عشق را گدایی کنیم به دیگران عشق بورزیم.            

کاش میشد یاد بگیریم که استحکام دوستیها در صداقت است.

کاش میشد یاد بگیریم که چطور ایراد دیگران را بگوییم بدون این که ناراحت شوند.

کاش میشد یاد بگیریم که در مورد دیگران زود قضاوت نکنیم.

کاش میشد یاد بگیریم که شکستن دل دیگران از هرکاری در دنیا بدتر و آسان تر است.

کاش میشد یاد بگیریم که زیبا ترین درخت سربه زیرترین درخت است.

کاش میشد یاد بگیریم که دروغ نگوییم به کسی که قصد ماندن با او را نداریم.

کاش.....ای کاش ها بسیارند.....ای کاش همه آن ها به حقیقت می پیوست.....

                       

| +| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 توسط مهران  |   |  ارسال به دوستان
 
از یادم نمی روی...

هر عشقی می میرد      خاموشی می گیرد

مهر تو از دل نمی رود

باور کن بعد از تو  دیگری در قلبم جایت را نمی گیرد

        

| +| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 توسط مهران  |   |  ارسال به دوستان
 
بی وفایی...

عشق تو چون برگی در دست طوفان بود.

دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود.

روزی به من گفتی دیگر نمی مانم.

گفتم که می میرم ‌‌. گفتی که می دانم.

باور نمی کردم هرگز جدایی را

آن آمدن با عشق               این بی وفایی را

 

 

| +| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 توسط مهران  |   |  ارسال به دوستان
 
یه چیزی بگم؟؟؟!!!

می تونم یه چیزی رو بهت بگم؟؟؟!!!

مطمئن باش از ته قلبم می گم.........

همیشه از خدا می خواستم که تو زندگی یه همراه خوب بهم بده...همراهی که همیشه

کنارم باشه و من بتونم به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنم...خدا یکی رو بهم داده....همراه

 من نوکیاست.مال تو چیه؟؟؟!!!!

 

| +| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 توسط مهران  |   |  ارسال به دوستان
 
فال...
  

فال نامه
برای دیدن فال خود
 
 کافیست اول در دل نیت
 
کنید سپس بروی یکی از
 
دایره ها کلیک کنید
 
LKJ











این هم برای شما عزیزان فال خودتون رو بگیرید حال کنید

| +| نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385 توسط مهران  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved